كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

620

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

اندخودى و امير سليمانشاه و امير غياث الدّين ترخان و امير شمس الدين عباس و امير توبيوقا را با لشكرى تمام در آن حدود به جهت زراعت گذاشت تا به وقت مراجعت آذوق لشكر موجود باشد و امرا ارزن و زرت كشتند و آن حضرت از اوجانان گذشته اقوام مغول كه در سنكلك و جنكلك بودند غارت كرده ايل والوس ايشان را راند . ] « 1 » و امراى منغلاى كه به طلب بولغاچى و سالوچى مىرفتند ناگاه به خضر خواجه اغلان رسيدند و دو شبانه‌روز به زخم شيبه « 2 » پاس داشتند . عاقبت به صلح از هم جدا شده و آن حضرت به موضع يكتور « 3 » رسيده شاه ملك ترخان از خضر خواجه اغلان گريخته آمد و آن حضرت متوجه خضر خواجه شد و امرا كه جهت زراعت آمده بودند كار خود تمام كرده در موضع كومكس « 4 » به اردوى اعلى پيوستند . حضرت صاحب‌قران ايلغار كرده در منزل قرابولاغ قراولان سياهى سپاه ياغى ديدند و شب لشكر خضر خواجه گريخته امراى جابقين به غارت و تاراج رفتند و آن حضرت از [ ناردين گذشته از قراتاش و قياقولان كوتل خضر خواجه را تكامشى فرمود و الجا گرفته در

--> هرجا كه به ياغى رسيدند بكشتند و بغارتيدند و فوجى ديگر عثمان عباس . . . به راه سغيزغان ( نسخه بدل : سغرغان ) به سوغولغان ليق و گوگ يار بشتافتند و فوجى ديگر خداداد حسينى و مبشّر . . . از راه ارچكو روانه شدند و چون به موضع بيقوت رسيدند با قوم بولغاجى و يلكر ملاقى شده جنگى عظيم واقع شد . حضرت صاحب‌قران به نفس مبارك با لشكر قول نهضت فرمود و كلن دوچى غجرجى شده به راه الغ قول توجه نمود و از معسكر همايون ايلغار كرده به سيچقان دبان برآمد و الوس بلغاچى را بار ديگر نكبت كلن و ادبار در معرض دمدمهء قهر عساكر گردون مآثر انداخته . » ] ص 343 . ( 1 ) . ظف : « حضرت صاحب‌قران در زمان توجه به جانب توقتمش خان امير يادگار برلاس و امير سليمانشاه . . . را در تركستان گذاشته بود و چون لشكر توقتمش خان را شكسته و رانده عنان عزيمت از آن صوب منعطف گردانيد و به طرف جته معطوف داشت ، به ايشان كس فرستاد كه شما نيز به مغولستان درآييد . ايشان بر حسب فرمان به مغولستان درآمده از لوردبان بگذشتند . . . به سوت كول و چچكليك رسيده ايل والوس آن نواحى را غارت كردند . » ص 343 ( 2 ) . شيبه به معناى تيرباران است . ( 3 ) . ظف : كيتو . ( 4 ) . ك : كرمكس - ظف : كون كز .